جنگ هم مارا به
تفاهم نمی رساند
عشق است که همه
ادیان و تفکرات را به
هم ربط می دهد
ادامه مطلب
حقوقی هنری اجتماعی
جنگ هم مارا به
تفاهم نمی رساند
عشق است که همه
ادیان و تفکرات را به
هم ربط می دهد
- روابط بین خود و خانواده همسر و رابطه بین خانواده خود با همسرمان را تنظیم کنیم
اگر برای خانواده خود از زن یا شوهرمان بد گویی کنیم دیگر نباید توقع داشته باشیم که همسرمان رابطه خوبی با خانواده ما داشته باشد در دل های ما گاهی با عث خراب شدن زندگی ما می شود
اگر ما از خانواده همسرمان بد گویی کردیم نباید توقع داشته باشیم که این حرفها به گوش آنها نرسد .نباید توقع داشته باشیم که آنها مارا دوست داشته باشند و به همسرمان ازما خوب بگویند و او را پر نکنند
باید توجه داشت که مدتی که ما با همسرمان هستیم خیلی کمتر از مدتی است که او با خانواده اش بوده و آنها بسیار نزدیکتر به هم هستند پس در چند سال اول زندگی توقع نداشته باشید که بتوانید جای خانواده همسرتان را در قلب او بگیرید که اگر به جنگ برخیزید شکست می خورید و زندگیتان خراب می شود
و تا آخر عمر سعی کنید جای خودتان را داشته با شید به عنوان یک همسر و به همسرتان اجازه دهید پدر و مادر و خواهر و برادر و...خود را دوست بدارد و او را تشویق کنید به آنها احترام گذارد که کسی که به برادر و خواهر خود احترام نگذارد حق همسر خود را نگاه نمی دارد
اول بعضی آشنایی ها برخی برای محک زدن ظرفیت تازه وارد سر بسرش می گذارند مراقب باشید از امتحان سربلند بیرون بیایید تواضع داشته باشید و هوشمند باشید
سعی کنید با صحبتهای خوب پشت سر خانواده همسرتان و .... و خوب گویی همسرتان نزد خانواده اش دوستی آنها را جلب کنید
ما لباس همسرمان هستیم یعنی هم عیب پوشیم هم زینت
اگر زندگی در دادن آرامش و احساس نشاط و سعادت به ما خساست می کند باید سریعا متوجه شویم که خوب زندگی نمی کنیم .
بلد نیستیم زندگی کنیم
باید یاد بگیریم چگونه زندگی کنیم
چرا که اکثر مردم دارند از زندگیشان لذت می برند
و این در حالی است که هیچ دلیلی مبنی بر فروش مال غیر به توسط موکل در این پرونده به غیر از شهود دروغین دیده نمی شود و این در حالی است که موکل دارای دادنامه اثبات مالکیت به نفع خود می باشد و علیه مالک قبلی نیز به توسط اینجانب حکم حبس و رد مال اخد نموده است که دادیار اصلا حاضر به مطالعه این آرا نیست و تا به حال سه بار نیروی انتظامی را به در منزل موکل گسیل داشته که امروز برای اینکه اسناد بنده دیده شود لازم است به جرم افترا علیه شاکیان این پرونده شکایت کنم
ولی آیا چطور شده که جرم کلاهبرداری در صلاحیت دادیاری قرار گرفته؟و مدارک بی گناهی موکل برای یک دقیقه رویت نمی شود.
آیا میشه بگیم یه ورزش سیاسی ؟
چرا یه شبکه تلوزیونی به این ورزش اختصاص دادن ولی به ادبیات که سابقه هزار ساله داره یا به کشاورزی وصنعت این کارو نکردن.؟
چرا اگه در چهار شنبه صوری ملت شادی کنن
یا چند تا حادثه داشته باشن کار بدیه و به شدت با آن برخورد میشه ولی اگه بعد هر مسابقه ای حوادث و مشکلات و غیره باشه بد نیست
حتی اگه افرادی بمیرن بیت المال آسیب ببینه
هرچند تماشاچی ها ورزشی نمی کنن و گاهی حرفهای رکیک و غیره هم نمک تماشا باشه؟
ولی از طرفی چهارشنبه سوری مارو یاد چی میندازه ؟چی ها باید سوخته بشه؟
آیا میشه بگیم فوتبال باعث میشه ملت به مباحث واهی بپردازند و به حاحمیت کاری نداشته باشن در واقع نود دقیقه به هرکی می خوان فحش بدن هر کاری می خوان بکنن ؟
چرا آنفولانزای نوع آ اینقدر سر و صدا داره ؟ چرا اول به آن و سر و صدای آن را نقد می کنند و بعد به پیروی از غرب به آن می پردازند
مگر چند نفر از بابت آن مردن ؟
آیا این مریضی باعث رونق صنعت دارو میشه که در انحصار دولته؟
آیا این مریضی باعث کار برای بیمارستانها و پزشکان میشه که برای دولت کار میکنن؟
آیا این مریضی فکر مردم را از گرانیها و حوادث سیاسی اخیر منحرف می کنه ؟
آیا این مریضی به مردم احساس نیاز به امنیت می ده؟
در هر روز چند هزار نفر بر اثر تصادفات رانندگی می میرند.
براثر سوء تغذیه؟
بر اثر سرما؟
...
در قانون یک هفته برای اعتراض به نظر کارشناس در نظر گرفته شده که آن یک هفته از ابلاغ نظر کارشناس است که دادگاهها ابلاغ می نمایند کارشناس نظر خود را اعلام نموده است اگر اعتراضی دارید ضرف مهلت یک هفته اعلام نمایید و نظر کار شناس را به همراه اخطاریه ابلاغ نمی نمایند در حالی که با ید یا نظر کار شناس را از طریق ابلاقات ابلاغ نمایند یا مهلت یک هفته را از تاریخ اخذ کپی از نظر کارشناس و اطلاع از مفاد آن در نظر بگیرند.
در قانون آیین دادرسی در امور کیفری صحبتی از آن به میان نیامده است و در نظر اول ممکن است جواب برخی منفی باشد و بگویند به آرای کیفری- ثالث نمی تواند اعتراض نماید. و لیکن مواردی اتفاق می افتد که در یک رای کیفری به موضوعی حقوقی هم می پردازند .آیا ثالثی که در جریان تعقیب کیفری و محاکمه نبوده می تواند به عنوان ثالث معترض رای شود .مثلا جیم از الف به عنوان فروش مال غیر شاکی می شود که مالی را که قبلا به ب فروخته به من فروخته است و دادگاه الف را محکوم به رد عین مال به جیم می کند. حال آیا ب حق اعتراض به عنوان ثالث را دارد .لذا به استناد ماده ۱ قانون آیین دادرسی در امور مدنی که قانون را مشمول کلیه امور مدنی حاکم بر دادگاههای عمومی و تجدید نظر و انقلاب می داند و عموم ماده ۴۱۷ و ۴۱۸ قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی و اشاره به دادگاه انقلاب که دادگاهی تقریبا کیفری است و همچنین عممیت دادگاههای عمومی و تقسیم آیین دادرسی به امور مدنی و امور کیفری .می توان گفت که اعتراض ثالث نسبت به قسمت حقوقی آرای کیفری هم امکان پذیر است.
برخی ها فساد را به معنی اعمال منافی عفت قلمداد می کنند برخی به رشا و ارتشا ولی باید به این حقیقت قائل بود اگر یک لیوان شیر را نتوان خورد فاسد است و هرچیزی که برای هرکاری در نظر گرفته شده باشد اگرقابل استفاده برای آن کار نباشد فاسد است مثلا اگر کارکرد خانواده تامین آرامش یا زنگی شیرین باشد و این کارکرد را نداشته باشد آن خانواده فاسد است و اگر دستگاه قضا نتواند به قضاوت َعادلانه و منطقی بپردازد به همان اندازه که ضعف داشته باشد فاسد است حالبه هر دلیل که باشد این رشته سر دراز دارد و با استقبال بازدید کنندگان این بحث را با آوردن شاهد مثالهای متعدد پی خواهیم گرفت و به ابعاد فساد احتمالی حاکم در دست گاه قضا از هر نظر خواهیم پرداخت.