بسمه تعالی

ریاست محترم  دادگاه تجدید نظر استان خراسان رضوی

سلام علیکم

احتراما در مقام تجدید نظر خواهی از دادنامه شماره 8809975115300208-8/3/88 اصداری در پرونده کلاسه 880172/50  و دادنامه شماره 555/45-15/10/86 اصداری در پرونده کلاسه86/648/50 با استیذان از مواد 305و 306 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی  در امور مدنی و تبصره 2 آن به استحضار می رساند ، که عنوان دادخواست واخواهی بر خلاف آنچه در رای رد واخواهی آمده  بیان عدم اطلاع از مفاد رای  و اعتراض به رسیدگی غیابی را در خود دارد حتی می توان گفت اصلا نیازی به تصریح آن نیست  چرا که  ماده 306 مذکور در فوق  بیان می دارد مهلت واخواهی 20 روز از تاریخ ابلاغ  واقعی است نه بیست روز از تاریخ اطلاع از مفاد رای و ابلاغ واقعی نیز تشریفات و معنای قانونی خاص خود را دارد که هم مانع است و هم جامع و نیاز به دخالت قوای رسمی و قانونی و کسب امضاء  از ابلاغ شونده دارد و هر اطلاعی را نمی توان عنوان ابلاغ واقعی نامید همان طور که ابلاغ قانونی دارای معنای خاصی است لذا موکل پس از ابلاغ قانونی که رسما انجام شود 20 روز برای تقدیم دادخواست خود مهلت داشته است و تقدیم دادخواست ایشان در مهلت صورت پذیرفته است و این در حالی است که تبصره یک ماده 306 که ابلاغ قانونی را برای اجرا گذاشتن رای معتبر دانسته و قبول واخواهی را منوط به احراز صحت ادعای محکوم علیه مبنی بر عدم اطلاع از مفاد رای نموده است هیچ ربطی به موضوع ما ندارد چرا که این پرونده هنوز به اجرای احکام نرفته است لذا مشمول این تبصره نشده و ذیل اصل ماده قرار میگیرد که بیست روز از تاریخ ابلاغ واقعی به موکل جهت تقدیم دادخواست واخواهی وقت داده است از طرفی این تبصره صراحتا عدم اطلاع از مفاد رای را بیان نموده است نه خود رای را _ و اگر ادعای موکل را مبنی بر اینکه رای به دستش نرسیده است را کنار این مطلب بگذاریم که ایشان توان خواندن و نوشتن ندارند و خدمتگذار مدرسه هستند به عدم اطلاع ایشان از مفاد رای ایمان می آوریم چرا که اطلاع از مفاد رای نه تنها نیازمند قدرت خواندن است بلکه نیاز به مقداری اطلاعات  بیشتر از آن نیز می باشد لذا اطلاع از مفاد رای چیزی بیشتر از اطلاع از خود رای است و این در حالی است که در اجرای قرار تامین خواسته با موکل رفتار غیر قانونی  شده  و از این موضوع که موکل فرق دادگاه کیفری و حقوقی را نمی داند و از ابهت دادگستری هراس دارد سوء استفاده شده و  بی گناه بازداشت شده و داگاه نیز بی دلیل قبل از قطعیت رای حکم غیابی را که به ایشان تفهیم نکرده و حتی ابلاغ واقعی نکرده و حق ایشان را در دفاع از خود بیان نداشته و صحبت ایشان را استماع نکردهريا، معلوم نیست به چه دلیلی قبل از قطعیت اجرا نموده و هزینه دادرسی را که هفتاد و شش هزار و دویست تومان بوده با تهدید به زندانی کردن بیش از هفتصد هزار تومان دریافت نموده است که باید تحقیق شود آیا این وجه زیادی دریافتی که به ناحق در یافت شده آیا واقعا به عنوان هزینه دادرسی مطالبه شده و در حساب دادگستری ریخته شده است ؟ چرا که با اعتراض موکل دادنامه دست نویس موجود در پرونده مطالعه شده و با اطلاع ، ریال به تومان اخذ شده است و اجرای قرار تامین خواسته با جلب موکل در پاسگاه و خواستن از خانواده ایشان" تا محکوم به قرار تامین خواسته  را بیاورند" اجرا شده است . حتی نامه رفع توقیف محکوم به و تسلیم آن به محکوم له حکم غیابی غیر قطعی نیز صادر شده است پس تمام این بی قانونی ها نیاز به تحقیقات به وسیله آن عالی مقامان  دارد و قرینه از مظلومیت موکل و عدم اطلاع از مفاد رای و معنای آن در این جو ارعاب علیه موکل - می باشد لذا تقاضای نقض قرار رد وا خواهی و  نهایتا ً  با استناد به تبصره 3 ماده 306 تقاضای نقض دادنامه های صدر الذکر و رسیدگی شایسته به شرح مطالب مندرج در دادخواست واخواهی که به دلیل عدم اطاله کلام به پیوست می باشد را دارم مستدعی است رسیدگی شایسته را در این خصوص مبذول فرمایید.

                                                       باتجدید احترام

                                              علی اکبر حاجی زاده نداف

                                                   وکیل تجدید نظر خواه  

+ نوشته شده در پنجشنبه 2 اردیبهشت1389ساعت 19:22 توسط حاجی زاده نداف،وکیل پایه یک |

 





Powered by WebGozar